|
اين را بـــــه ياد بسپـــــار يک نفر ... يک جايي ... تمام روياهاش لبخند توست ... و زماني که به تو فکر مي کنه ... ....احساس مي کنه که زندگي واقعا با ارزشه .... پس هر گاه احساس تنهايي کردي ... اين حقيقت رو به خاطر داشته باش ... ...يک نفر.... ...يک جايي ... ....در حال فکر کردن به توست...
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
هیچ تا حالا فکر کردی می کنیم اونها هم به ما وارد میکنند و... ولی منظور من فقط یه تکیه دادن ساده س) ولی وقت دستتو رو یه نهال تازه رسیده می گذاری, اون تا کمر خم میشه چه برسه به اینکه بخوای بهش تکیه بدی, هر چند مطمئنم حتی بهش فکر هم نمی کنی ما آدمها همینطوریم هرچی قویتریم, محکمتریم; هرچی محکمتر, قوی تر. به قول بچه ها قوی بودن و محکم بودن (منظورم استقامت در برابر سختیهاس) دو رابطه لازم و کافی اند کسی که محرم اسرارمون باشه, یه گوش شنوا می خوایم برای شنیدن درد های دلمون و یه شونه استوار برای هق هق گریه هامون ولی... وقتی فکر می کنی داری به اون آرامش معهود می رسی, وقتی فکر می کنی دیگه همه غصه هات تموم شده, می بینی که نه بازم پشتت خالی شده, می بینی که هیچ تکیه گاهی نداری, چرا ؟ نمی دونی. آدمها هروقت احساس کنن که تو داری بهشون تکیه می کنی, جا می زنن, وقتی احساس می کنن که تو ضعیفی ,کنار می کشن چون هنوز انقدر قوی نیستن که تکیه گاه کسی باشن . هیچکدوم ضعیفها رو دوست ندارن, همه دوست دارن با یه آدم قوی دوست باشن با یه کسی که تکیه گاهشون باشه! اگه بخوای بهشون تکیه کنی تا کمر خم میشن . هنوز خیلی راهه تا کسی بتونه به یه درخت تنومند تبدیل بشه; خیلی وشاید هم تا همیشه . وقتی سنگی رو که روش وایستادی, ته گرداب فرو میره , وقتی گردباد حوادث چهره واقعی هرکسی رو بهت نشون میده, اون موقع که دیگه کسی نیست که به ندای هل من ناصر ت جواب بده و...اون موقع ته دل هممون یه کورسوی امید جرقه می زنه که: حتماً یکی هست . کسی که خودش تکیه گاه همه باشه وخودش به تکیه گاه نیاز نداشته باشه . اصلاًََ مگه میشه که نباشه؟ تکیه گاهی که هیچوقت پشتتو خالی نمی کنه, هیچوقت تنهات نمی ذاره و هیچوقت حقیرت نمی کنه . تکیه گاهی که اسمش خداست. با خودمم, تو که می خواهی اون آخر به نتیجه ای که از ازل بوده, برسی, پس چرا می خواهی تا آخر این بیراهه بری؟ رو به اون کسی که هیچوقت به خاطر نیاز طبیعی تو به داشتن تکیه گاه فکر نمی کنه که تو ضعیفی. کسی که تو اگه می دونستی که شدت اشتیاقش به تو چقدره از شدت اشتیاق می مردی
خدا دستمو بگیر
به نام خداوند یزدان که هر چه داریم از و هر انچه که بدنبال ان هستیم از آن اوست به نام انکه زیباترین لحظات زندگیم را در حضور او یافتم و همواره برایم نیایش با او زیباترین خاطراتم بوده است او که برای تک تک لحظه هایم ثانیه شماری می کرد و افسوس که من غافل بودم خدایی که وجودم را از آن او می دانستم اما افسوس که این وجود در راه دیگری گام برداشت خدایی که احساسش کردم دست نوازش و مهربانیش را بر سر خود دیدم ولی همچنان غافل از او گام بر می دارم خداوندا تو را انچنان به خود نزدیک و مهربان یافتم که زبانم قادر به بیان آن نیست و شرمسارم شرمسار و گنه کار می دانم که برای او سر به خاک نمی گذارم این نیاز او نیست این منم که با فرو نهادن سر تعظیم به آرامش درونم خواهم رسید این منم که محتاج اویم اما انچنان غریبانه او را می ستایم که گویی او محتاج من است خداوندا به من ایمانی عطا فرما که در عمیق ترین دره های گناه و معصیت لحظه ای از یاد تو غافل نمانم و بتوانم از انجا به رفیع ترین قله های سعادت گام بر دارم خدایا به من صبری بده که در طوفان های سهمگین سختی ها تنها ذکر تو بر لبانم جاری شودو کشتی طوفان زده ام بر ساحل رحمت تو پهلو بگیرد خدایا نوری به من ده که در دنیای تاریک همچون گور، راه را نه فقط برای خود بلکه برای بندگانت روشن کنم و تو خشنود از من باشی خدایا به من معرفتی بده که در مسیر پر پیچ و خم زندگی قدمی را کج بر زمین نگذارم و گام بر صراط مستقیم تو بردارم خدایا در تنها ترین تنهایی هایم،تنها تو را دارم پس به من ایمانی بده که احساس تنهایی نکنم خدایا تنهام نذار دستمو بگیر نذار تو دنیا گم بشم بیا یه تکونی به خودمون بدیم تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه میکنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو، چون براحتی از کفت میره دنبال کسی برو که خنده رو رو لبت میشونه چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه خوابی رو ببین که آرزوشو داری اونجایی برو که دلت می خواد بری اونی باش که دلت می خواد باشی چون تو فقط یه بار زندگی می کنی و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری بذاراونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه اونقدر تجربه که قویت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر امید که شادت کنه شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن روشنترین آینده ها همیشه بر پایه یه گذشته فراموش شده بنا میشه تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره وقتی به دنیا اومدی، گریه می کردی و هر کسی که اطرافت بود می خندید یه جوری زندگی کن که آخرش تو کسی باشی که میخندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر... مقیاس عمر تعداد نفسهایی نیست که فرو میبریم بلکه لحظه هاییست که نفسمونو بیرون میدیم
دوست داشتن همیشه گفتن نیست ... من هم تو خلوت شبای بی ستارم از به تو اندیشیدن عادتی ساخته بودم دراز به درازای آرزوهایی که برات داشتم ...... در شیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک رو روی لبام احساس کردم و فهمیدم که این بوسه همون بوسه جداییست ...... وقتی که دلت گرفت وقتی که دلتنگ شدی وقتی دیدی هیچکس نیست که باورت کنه وقتی فهمیدی کسی نیست به حرفات و دردودلات گوش بده بروکنار پنجره پنجره رو باز کن. یه نگا به اسمون بنداز فرقی نداره صبح باشه یا شب افتابی باشه یا ابری فقط بهش نگا کن ناخود اگاه احساس ارامش وجودت روتسخیر میکنه روحت به پرواز در میاد. میری تا اون بالابالاها تو اوج ابرا کنار مهربونی که هر چه قدر هم پیشش بمونی راضی نمیشی که ازش دل بکنی. یه لحظه چشاتو ببند. اروم هوای تازه رو تو ریه هات وارد کن بذار احساس کنی دفعه اولته که داری این قدر خوب نفس می کشی. وقتی اروم شدی و فهمیدی که اون قدر تنها نیستی
کاش
کاش حرفها را بشنویم تا به فریاد تبدیل نشوند و چگونه دلی می شکست کاش میدانستم ... به چه می اندیشی ؟؟؟
دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای ؟
نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا در یاد تو تسخیر می کند . میدانی ! کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم . افسوس ..... تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست....انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند . کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم و بگویم دلم برایت تنگ است . عزیز غزلهای ننوشته ام خودت بگو ...... تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی ..... چه بنویسم در این غروب بد رنگ ...... بی تو ؟؟؟؟ تو اولین و تنها کسی بودی که انگشتان احساسم را لمس کردی و بوسیدی و گفتی تمام لبخند هایمان را به می بوسه غسل می دهی و من دعا میکنم هرگز در پایمان از ساحل نگاه همدیگر محو نشود . عزیزکم :مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد .
یه شب... یه دل تنگ... یه یاد کهنه... همیشه ازم دور بودی.... همیشه...., دیشب گوشه چشمام به یادت تر شد.... , دیشب دلم یه سوزش عجیبی داشت.. , .دیشب دلم هوات کرده بود.... , دیشب... از دلتنگی هام ... از رفتنت... از نبودنت و در آخر اینکه..... خاک ... خاک... خاک
تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه باز میشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو نمی بینیم که واسمون باز شده دنبال ظواهر نرو، اونا می تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو، چون براحتی از کفت میره دنبال کسی برو که خنده رو رو لبت میشونه چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه خوابی رو ببین که آرزوشو داری اونجایی برو که دلت می خواد بری اونی باش که دلت می خواد باشی چون تو فقط یه بار زندگی می کنی و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری بذاراونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه اونقدر تجربه که قویت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر امید که شادت کنه شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن روشنترین آینده ها همیشه بر پایه یه گذشته فراموش شده بنا میشه تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره وقتی به دنیا اومدی، گریه می کردی و هر کسی که اطرافت بود می خندید یه جوری زندگی کن که آخرش تو کسی باشی که میخندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر... مقیاس عمر تعداد نفسهایی نیست که فرو میبریم بلکه لحظه هاییست که نفسمونو بیرون میدیم
|