|
زندگی دفتری از خاطر هست. یک نفر در شب کم، یک نفر در دل خاک، یک نفر همدم خوشبختی هاست، یک نفر همسفر سختی هاست، چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفریم
به دنبال واژه ای میگردم! تا قلمم راسیراب کنم واین آخرین شاید هم آغازی برای فرداییست که هنوز در راه نیست و کاغذهای مچاله شده ی زباله دان گواه به این راز دارند و این آیینه خسته تر از همیشه زیر غباری از دور تنها تصویر مرا بدونه هیچ واژه ای به سکوت فریاد می زند امروز غبارت را به باد می دهند
کاش مي دانستم بعد از مرگم اولين اشک از چشمان چه کسي جاري مي شود، و آخرين سياهپوش که مرا به فراموشي مي سپارد چه کسي خواهد بود در بن بست هم راه آسمان باز است، پرواز را بياموز
برگ در انتهای زوال می افتد و سيب در ابتدای کمال بنگر چگونه می افتی؟ چون برگي زرد يا سيبي سرخ
بازي روزگار را نمي فهمم تو را دوست دارم.......تو ديگري را........و ديگري مرا......و همه تنهاييم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
زندگی چیست؟ زندگی مانند اتوبوس شلوغی است که جایی برای نشستن نیست و وقتی خلوت میشود و می خواهی بشینی راننده داد می زند پیاده شوید اخر خط است
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است |